تبليغاتX
مناظرات ائمه - علیهم السلام

در یكی از سالها مهدی عباسی وارد مدینه شد و پس از زیارت قبر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ با امام كاظم ـ علیه السلام ـ ملاقات كرد و برای آن كه به گمان خود از نظر علمی آن حضرت را آزمایش كند! بحث «خَمر» (شراب) در قرآن را پیش كشید و پرسید: «آیا شراب در قرآن مجید تحریم شده است؟

 آن گاه اضافه كرد: «مردم اغلب می‎دانند كه در قرآن از خوردن شراب نهی شده، ولی نمی‎دانند كه معنای این نهی، حرام بودن آن است!

امام ـ علیه السلام ـ فرمود:.......

ادامه مطلب....

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 3:25 توسط ××سایت بحار××| |
یكی از منكران وجود خدا نزد امام رضا ـ علیه السلام ـ آمد، در حالی كه گروهی در محضر آن حضرت بودند. امام به او فرمود:
اگر حق با شما باشد ـ كه نیست ـ و خدایی وجود نداشته باشد، در این صورت ما و شما برابریم و نماز و روزه و زكات و ایمان ما به ما زیان نخواهد رسانید ولی اگر حق با ما باشد و خدایی باشد ـ كه هست ـ در این صورت ما رستگار و شما زیانكار و در هلاكت و خسران خواهید بود.
منكر خدا: به من بفهمان كه خدا چگونه است و در كجاست؟
امام ـ علیه السلام ـ : وای بر تو، این راهی كه می
روی .......

ادامه مطلب....

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 3:23 توسط ××سایت بحار××| |

نقل شده است كه پس از آنكه مأمون، دخترش ام الفضل را به امام جواد ـ علیه‎السّلام ـ تزویج كرد، در مجلسی كه مأمون و امام ـ علیه‎السّلام ـ و یحیی بن أكثم و گروه بسیاری از علماء در آن حضور داشتند، یحیی به امام ـ علیه‎السّلام ـ رو كرد و پرسید، روایت شده است كه جبرئیل به حضور پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ رسید و گفت: «یا محمّد! خداوند به شما سلام می‎رساند و می‎فرماید: «من از ابوبكر راضی هستم، از او بپرس كه آیا او هم از من راضی است؟1

نظر شما درباره این حدیث چیست؟

امام ـ علیه‎السّلام ـ فرمودند: ......

ادامه مطلب.....

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 3:21 توسط ××سایت بحار××| |

از امام هادی ـ علیه السلام ـ نزد متوكّل سعایت كردند كه در منزل او اسلحه و نوشته‌های تحریك برانگیز و اشیای دیگر است كه از شیعیان او در قم به او رسیده و او عزم شورش بر ضد دولت دارد. متوكل گروهی را به منزل آن حضرت فرستاد و آنان شبانه به خانه امام هجوم بردند، ولی چیزی به دست نیاوردند، آن گاه امام ـ علیه السلام ـ را در اطاقی تنها دیدند كه در به روی خود بسته، جامه پشمین بر تن دارد و بر زمینی مفروش از شن و ماسه نشسته و به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است.

امام را با همان حال نزد متوكل بردند و به او گفتند:........

ادامه مطلب......

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:27 توسط ××سایت بحار××| |

خود كامگی و غرور، خلیفه اموی «هشام بن عبدالملك» را وا داشت كه امام محمد باقر ـ علیه‎السّلام ـ پیشوای پنجم شیعیان را از مدینه به شام تبعید كند.

امام باقر ـ علیه‎السّلام ـ در مدت اقامت خود در شام با مردم آنجا رفت وآمد داشت، روزی دید گروهی از نصاری به سوی كوهی كه در شام بود می‎روند، حضرت از همراهان پرسید: «آیا امروز نصاری عیدی دارند كه این طور با ازدحام به جانب كوه رهسپارند؟

در پاسخ گفتند: .....

ادامه مطلب....

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:25 توسط ××سایت بحار××| |

ابن ابی الحدید گوید: روزی از روزهای صفین كه معاویه سخت خویش را در تنگنای جنگ گرفتار دید به عمرو عاص گفت:«من به علی نامه‌ای می‌نویسم باشد كه به وسیله این نامه، علی را در كار پیكار به تردید اندازم و خود را از این مخمصه نجات دهم.(1)

عمروعاص پوزخندی زد و گفت: «ای معاویه! تو كیستی كه بتوانی مردی چون علی را بفریبی؟ بی جهت خود را اذیت مكن. علی هرگز فریب تو را نخواهد خورد.» معاویه به حرف عمروعاص گوش نكرد و نامه‌ای برای حضرت نگاشت كه خلاص‌اش چنین است:.......

ادامه مطلب....

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:23 توسط ××سایت بحار××| |

«ابن شهر آشوب» می‎نویسد: «اسحاق كندی» كه از فلاسفه اسلام و عرب به شمار می‎رفت و در عراق اقامت داشت ،كتابی تألیف نمود بنام «تناقض‎های قرآن!» او مدت‎های زیادی در منزل نشسته و گوشه نشینی اختیار كرده و خود را به نگارش آن كتاب، مشغول ساخته بود. روزی یكی از شاگردان او به محضر امام عسگری ـ علیه‎السّلام ـ شرفیاب شد. هنگامی كه چشم حضرت به او افتاد، فرمود:

آیا در میان شما مردی رشید وجود ندارد كه گفته‎های استادتان «كندی» را پاسخ گوید؟

یكی از شاگردان عرض كرد:.....

ادامه مطلب....

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:21 توسط ××سایت بحار××| |

از امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) توقیعات فراوانی در زمینه‎های گوناگون صادر شده است كه در برخی از آنها مناظراتی با مخالفان از طریق نواب خاص انجام شده است و البته ایشان تأكید می‏‎كردند كه این پاسخ‏‎ها را از امام زمان (عج) آموخته‎اند؛ ما در اینجا به یكی از مناظراتی كه توسط حسین بن روح یكی از نواب خاصّ حضرت بیان شده است اشاره می‎كنیم:

أبی جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی» نقل می‎كند .....

ادامه مطلب....

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:20 توسط ××سایت بحار××| |
«عبدالله بن نافع» از خوارج بود و برای خود طرفداران و دار و دسته‌ای داشت، كه با امام علی ـ علیه السلام ـ به خاطر كشتن خوارج نهروانی دشمن بود.
روزی گفت: اگر بر روی زمین كسی باشد كه مرا قانع كند كه علی ـ علیه السلام ـ در كشتن خوارج، بر حق بود، هر جا كه باشد به محضرش می‌روم و تا آخر عمر مرید او می‌شوم.
یكی از حاضران گفت:....

ادامه مطلب.....

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:17 توسط ××سایت بحار××| |

در كتاب شریف «بحار الانوار» از «أبی مخنف»(1) نقل شده كه: روزی «عمرو بن عثمان» و «عمرو بن العاص» و «عتبه بن ابی سفیان» و «ولید بن عقبه» و «مغیره بن شعبه» نزد معاویه بن ابی سفیان آمدند و اظهار داشتند: «دستور بده تا حسن بن علی را در حضور تو آورند تا ما با او مناظره كنیم و خلافت تو را اثبات و خلافت پدرش علی را با دلائل قوی غیر شرعی و مردود اعلام نماییم و اخباری كه در مذمّت علی بن ابیطالب می‎دانیم به او بگوئیم و آن گاه در حضور حسن بن علی و اهل مجلس علی را سبّ كنیم. بدین طریق از عظمت حسن كاسته خواهد شد و اگر بعضی از نادانان او را سزاوار خلافت می‎دانند و تو را غاصب حق او می‎شمارند از عقیده خویش رفع ید خواهند كرد.

معاویه گفت:.....

ادامه مطلب......

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:15 توسط ××سایت بحار××| |

روزی عمربن خطاب روی منبر پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نشسته، و برای مردم سخنرانی می‌كرد؛ در ضمن سخنان خود، یاد‌آور شد كه من بر جان و مال مؤمنان ولایت دارم.

امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ از گوشه مسجد، خطاب به عمر فرمود:

«اِنْزِل أیُّها الْكَذّابُ عن مِنْبَرِ أبی رَسولِ اللهِ ـ صلی الله علیه و آله ـ لامِنْبَرِ أبیكَ.»

مردك دروغگو از منبر‌یكه تعلق به پدرم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ دارد، و ربطی به پدرت ندارد پایین بیا.
عمر گفت:.......

ادامه مطلب.....

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:11 توسط ××سایت بحار××| |